كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
801
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ولايت است و آن را چشمهء وير گويند و بر آن آب سى جسر بسته باشند به كشتى و زنجير راه ساخته و هفت جسر در شهر نغز باشد و اين آب چون از كشمير گذرد ، به نسبت مواضع ، آب دندانه و آب جمد مىخوانند و در بالاى مولتان [ به آب جناوه مىپيوندد و هردو از مولتان گذشته به آب راوه كه از ديگر طرف مولتان ] مىگذرد متّصل مىشوند و آب بياه به ايشان مىرسد و مجموع نزديك اوجه به آب سند مىپيوندند و همه را آب سند مىگويند و در دامن زمين تته به درياى عمان مىريزد و معمار عنايت الهى از جبال فلك خيال سورى در گرد آن ولايت كشيده كه به مرور زمان و آسيب باد و باران خللى به آن راه نمىيابد و بدين جهت اهالى آنجا از تعرّض دشمنان ايمناند . چه معظم راههاى آن ولايت سه طريق است : يكى به خراسان و آن راهى است به غايت دشوار چنانچه نقل احمال و اثقال از آن راه بر پشت چهارپا ميسر نمىشود و مردم آنجا كه به آن كار عادت دارند آن را بر دوش گرفته به چند روز به جايى مىرسانند كه بر چهارپاى بار توان كرد و راهى كه به جانب هندوستان مىرود به همين طريق است و راه طرف تبت از آن دو راه آسانتر است و امّا چند روزه راه علف زهردار است و سواران را عبور از آن طريق دشوار كه چهارپايان بسيار تلف مىشوند . مصرع حفظ الهى بودش پاسبان القصّه حضرت صاحبقران بيست و نهم ماه از موضع جيهان نهضت نموده به كنار آب دندانه فرمود و از پلى كه به اشارت عليه بسته بود گذشته و در عبور پيادگان از آن پل غايت عنايت ارزانى داشت و امير شاهملك و جلال اسلام را فرمود كه لشكرها را از آن پل گذرانند و آن حضرت سلخ ماه از كنار آب دندانه بيست گروه رانده به موضع سان بست از توابع كوه جود نزول فرمود و از آنجا به سرعت تمام نهضت نمود .